دلی عاشقانه

دختری که باربی واقعی ست ! / عکس

حقایقی درباره باربی ۱۵ ساله ساکن جنوب لندن که (با موافقت مادرش) به یک پدیده اینترنتی نگران کننده تبدیل شده است.

دختری با صورت رنگ پریده، چشم های درشت آبی آسمانی و دور مشکی، مژه های مشکی، و لب هایی که مثل غنچه گل سرخ است.

یک بلوز مدل ویکتوریانا پوشیده و موهای بلوندش را روی یقه آن افشان کرده. اشتباه نکنید؛ این دختر ریزنقش و رنگ پریده ای که می بینید، یک دختر ۱۵ ساله به نام ونوس است که زنده است و نفس می کشد و خودش خواسته شبیه یک عروسک زنده شود.

عروسک زنده

اشتباه نکنید؛ ونوس عروسک نیست. یک دختر ۱۵ ساله است که خودش خواسته شبیه یک “عروسک زنده” باشد. ونوس در کانال اینترنتی اش، فیلم های آموزشی را به نمایش گذاشته که به شما نشان می دهد چطور خودتان را مثل یک عروسک آرایش کنید.

وی فیلم هایی از خودش تهیه می کند و روی اینترنت قرار می دهد؛ تا کنون نیز توانسته پیروانی در سراسر جهان پیدا کند که به تقلید از عقاید و طرز تفکر وی روی آورده اند.

طبق آخرین آمار، کانال تلویزیونی رایگان ونوس حدود ۳۰۰۰۰ بیننده داشته، و صفحات شبکه اجتماعی اش ۲۰۰۰۰ پیرو دارد.

وی در آموزش های آنلاینش، به مردم یاد می دهد که چطور نگاهشان را مثل آن خیره کنند. تا کنون حدود ۱۰ میلیون نفر از مردم سراسر جهان از آن تبعیت کرده اند و اکثر آنها دختران مدرسه ای بریتانیایی هستند که با ناامیدی تمام به تقلید از عکس های وی روی آورده اند.

وی می گوید: ” من پیام های زیادی از دختران جوان دریافت کردم. آنها دوست دارند یاد بگیرند مثل من نگاه کنند و می خواهند شبیه من بشوند.”

این خیلی عجیب و کمی هم نگران کننده است. اما یک دختر شبیه عروسک است، با این تفاوت که رشد می کند و بزرگتر می شود.

طی ماه های اخیر، عده کثیری از پیروان آنلاین ونوس، که عموما دختران نوجوان هستند، فیلم خودشان را برای وی ارسال کرده اند و از وی خواستند دستورالعمل هایی به آنها بدهد تا بتوانند خصوصیات عروسکی چهره شان را بارزتر نشان بدهند و بخصوص نگاه عجیب و غریبشان را شبیه ونوس کنند.

اغلب آنها اسم عروسکی مخصوص به خودشان را دارند؛ اسم عروسکی ونوس، “ونوس آنجلیک” است و همه آنها نیز نگاه هایشان مرموز و ترسناک است بطوری که اگر نوزاد بودند، بهترین جا برای آنها پشت ویترین اسباب بازی فروشی ها بود.

اما چیزی که نگران کننده به نظر نمی رسد، این است که این تمایل و گرایشات، اقتضای سن نوجوانان است و چیزی جز یک مد زودگذر نیست.

در دوره ای که مدل های روز زیادی از جمله مد های عجیب و غریب و غیر رایج، در دسترس دختران جوان قرار دارد، ممکن است برداشت مردم از ونوس، یک دختر عجیب و غریب باشد که به نوعی شیطانی و جعلی به نظر می رسد؛ و او را بعنوان نسخه مدرن دختر جوانی با لباس های تخیلی و زیبای عروسکی در نظر نمی گیرند.

با این حال، خیلی از مردم هم آن را “عروسک زنده” (Living Doll) خطاب می کنند. این عبارت با “L” شروع می شود و اگر از مخفف کلمه استفاده شود، معنی و مفهوم آن به نوعی می تواند گمراه کننده و شیطانی به نظر برسد. مادر ونوس اصلا دوست ندارد دخترش را لولیتا صدا کنند.

باربی

وی در آموزش های آنلاینش، به مردم یاد می دهد که چطور نگاهشان را مثل آن خیره کنند. تا کنون حدود ۱۰ میلیون نفر از مردم سراسر جهان از آن تبعیت کرده اند و اکثر آنها دختران مدرسه ای بریتانیایی هستند که با ناامیدی تمام به تقلید از عکس های وی روی آورده اند.

مارگارت پالرموی ۳۷ ساله، کاملا از سرگرمی عجیب و غریب دخترش حمایت می کند، اما هر گونه کامنتی که بصورت پیشنهاد روی اینترنت برای دخترش می آید، مثل تلنگوری است که وی را نگران می سازد.

وی گفت: “من نگران لیلیتا نیستم؛ این آخرین چیزی است که وی دوست دارد باشد.”

ونوس یک دختر معصوم است. نه مشروب می خورد و نه سیگار می کشد. پسرها حتی از دور هم برای وی جذابیتی ندارند. وی شدیدا به درس خواندن علاقه دارد.

من وقتی باید از دست آن ناراحت باشم که مست کرده باشد و در خیابان تلو تلو بخورد.

کارهایی که ونوس می کند، بخاطر این نیست که مردان را به سمت خودش جذب کند. این کاری است که وی دوست دارد برای خودش انجام دهد و از آن لذت می برد. چرا من باید مانع کاری بشوم که خودش دوست دارد، و در آن موفق است و هیچ آسیبی به وی نمی رساند؟ این کارهایش هیچ جنبه جنسی ندارد؛ او فقط می خواهد زیبا به نظر برسد.

ونوس، زیبا به نظر برسد یا عجیب و غریب، بستگی به دیدگاه شما دارد. از همه اینها که بگذریم، ونوس مثل یک عروسک فوق العاده باورنکردنی است و تمام خصوصیات آن را دارد.

زمانی که من ونوس و مادرش را با هم در پایین شهر جنوب لندن در خانه کوچکشان دیدم، ونوس همانطور که پشت سرهم پلک می زد، در عین حال می توانست بدون پلک زدن به صفحه کامپیوتر خیره شود.

تنها توصیفی که می توان از ظاهر وی داشت، یک دختر ریزنقش با لباس طرح دار شطرنجی و یک بلوز با یقه تزیینی با صورتی است که مثل گچ با پودر سفید شده است.

تنها فرقی که با نسخه پلاستیکی اش دارد این است که این یکی صحبت می کند. مثل زنگ در گوش آدم صدا می کند.

“سلام”، او مثل موش با صدای جیغ صحبت می کند، و با مژه های پر و برجسته اش پلک می زند. این نگاه مطمئنا نگاه ملتمس آمیزی است. ونوس همیشه همین طور لباس می پوشد، و روز به روز مقاومتش در برابر پوشیدن لباس های معمول نوجوانان، شلوار ورزشی راحت یا جین های تنگ بیشتر می شود.

او گفت: “من حتی یک دست شلوار ورزشی هم ندارم.” چشمانش را تا جایی که می تواند باز می کند و می گوید: “من هرگز از این لباس ها نمی پوشم.”

اگر بخواهم راحت باشم، لباس خواب می پوشم. من همین طوری که هستم راحتم؛ من هر لباسی غیر از این بپوشم، اعتماد به نفسم را از دست می دهم و احساس می کنم خودم نیستم.

وی اغلب لباس هایش را از مغازه های بالاشهر مثل تاپ شاپ و نکست خریداری می کند؛ هرچند برخی از لوازم خاصش را از سایت های اینترنتی می خرد.

وی توضیح می دهد: “من لباس های زیادی ندارم، شاید ۱۰ دست، اما می توانم تاپ و دامن هایم را با هم مطابقت بدهم و از ترکیب آنها مدل های مختلفی برای خودم درست کنم.”

مادرش با افتخار سرش را تکان می دهد. وی می گوید: “همه اینها انتخاب خودش هستند.”

ونوس از زمانی که یک بچه بود از لباس پوشیدن لذت می برد و الان هم همان دختره، فقط بزرگتر شده. او با این ذهنیت بزرگ شده است.

بعنوان والدین یک بچه باید درک کنید اگر بچه شما در برخی موارد مصمم به انجام کاری است، آنها بالاخره راهی را برای انجام آن کار پیدا خواهند کرد هرچقدر هم شما منعشان کنید برایشان اصلا مهم نیست.

مارگارت، مادر مجردی است که در یک عینک سازی محلی مشغول به کار است. وی با این رفتار دخترش کنار آمده است. در حالی که بطور متوسط، پدرها راحت تر با این طرز رفتار و لباس پوشیدن دخترشان کنار می آیند تا مادرها.

همانطور که می بینید پدر ونوس نقشی در زندگی آنها ندارد. مارگارت با لحن محکمی می گوید: “ما درباره او صحبت نمی کنیم و حتی اسمش را هم نمی آوریم.”

کل صحبتی که مارگارت درباره پدر ونوس گفت این بود که در دوران نوجوانی، زمانی که در سوییس تحصیل می کرد، با وی آشنا شد. در طوفان عشق درگیر شدند و با هم ازدواج کردند و ثمره این ازدواج، دخترشان ونوس بود که مارگارت در سن ۲۱ سالگی آن را به دنیا آورد.

با این حال، این ازدواج دیری نپایید و مارگارت دخترش را به تنهایی بزرگ کرد.

آنها در سوییس ماندند تا ونوس ۱۱ سالش شد؛ زمانی که مارگارت تصمیم گرفت به تنرایف و سپس لندن نقل مکان کند.

البته شکی نیست که بین این مادر و دختر پیوند نزدیکی وجود دارد؛ مارگارت اذعان می کند هنوز هم گاهی اوقات در تختخواب، کنار هم می خوابند.

اگرچه دستشان تنگ است، اما با این حال مارگارت آنقدر پس انداز دارد تا بتوانند تعطیلاتشان را در اقلیم های دوردست بگذرانند. در سال ۲۰۰۸ آنها به ژاپن رفتند؛ جایی که شخصیت های انیمیشن و کارتون های شیک و مد روز ژاپنی برای اولین بار نظر ونوس را به خود جلب کردند و وی شروع به الهام گرفتن از آنها نمود.

عروسک

ونوس، زیبا به نظر برسد یا عجیب و غریب، بستگی به دیدگاه شما دارد. از همه اینها که بگذریم، ونوس مثل یک عروسک فوق العاده باورنکردنی است و تمام خصوصیات آن را دارد.

در آن زمان، با توجه به اینکه وی از سنین پایین کلاس رقص می رفت، خیلی مشتاق بود و آمادگی آن را داشت تا مثل یک مجری شاد برنامه اجرا کند. زمانی که وی ۱۳ سالش بود، حساب یوتیوپش را راه انداخت، و فیلم رقص و همخوانی خودش را با موزیک به سایت پست کرد.

خیلی از بازدیدکنندگان جذب کلیپ های وی شدند؛ تعدادی از آنها ژاپنی بودند و به وی می گفتند خیلی شبیه عروسک به نظر می آید و باید مثل عروسک هم لباس بپوشد.

طرفداران ونوس با کامنت هایشان وی را تشویق می کردند. از آن به بعد بود که ونوس تصمیم گرفت صورتش را بطور آزمایشی شبیه یک عروسک آرایش کند.

شاید چنین کاری اکثر والدین را عصبانی و برآشفته کند. اما مادر ونوس اینطور نبود.

وی گفت: ” من اصلا نگران نشدم. چرا باید اینطور احساسی داشته باشم؟ آن فوق العاده بی گناه بود. زمانی که دختر کوچکی بود، تزیینات لباس و روبان را دوست داشت. میل به آرایش، روند طبیعی رشد و بلوغ وی بود که ناگزیر بود آن را پشت سر بگذارد.

ونوس یک دختر معصوم است. او نه مشروب می خورد و نه سیگار می کشد. او حتی از دور هم به پسرها محل نمی گذارد. وی سخت درس می خواند. من زمانی باید ناراحت باشم که دخترم از زور مستی در خیابان تلو تلو بخورد.

البته هنوز هیچ ویژگی “طبیعی” در نگاه ونوس نمایان نیست. نگاه ونوس خیلی ساختگی است، از لنزهای تماسی مات استفاده می کند تا عنبیه هایش بزرگتر به نظر برسد و به پوستش پودر بچه می زند تا سفید تر شده و با موها و ابروهای سفیدش هماهنگ شود.

وی به کمک مادرش، ماهی یک بطری اکسیدان مصرف می کند تا رنگ طبیعی موهایش را که تیره و زیباست، بیرنگ کند. خودتان از روی عکس های اولیه ونوس قضاوت کنید.

اما این نوجوان می گوید: “من این رنگ موهایم را دوست دارم. من خیلی رنگ پریده هستم و بعضی از طرفدارانم به من می گویند شبیه یک جسد هستم. با این حال ترجیح می دهم بلوند باشم.”

گفته هایی از این قبیل، گاهی اوقات روی وی تاثیر می گذارد و عملکردش را تحت الشعاع قرار می دهد. اما ونوس مغز متفکر و ذهن بازی دارد و می تواند بر روی ذهنیت گروه عظیم پیروانش تاثیر گذار باشد و برنامه هنری کامپیوتری اش را بصورت حرفه ای هدایت کند.

با این حال وی حتی تا حدودی کوچکتر از سنش به نظر می رسد.

در اتاق خواب وی، بیشتر اسباب بازی های کرکی نرم و پشمالو جلب توجه می کنند تا عکس پوستر پسرهای معروف. و تاکید می کند که اصلا علاقه ای به دوست شدن با پسرها ندارد.

وی گفت: ” نیاز نیست عجله کنم؛ من سال های زیادی را پیش رو دارم، خیلی وقت دارم. می دانم بسیاری از دختران هم سن و سال من دوست پسر دارند اما فکر نمی کنم این کار درستی باشد.”

عکس شماره ۴: ونوس مغز متفکر و ذهن بازی دارد و می تواند بر روی ذهنیت گروه عظیم پیروانش تاثیر گذار باشد و برنامه هنری کامپیوتری اش را بصورت حرفه ای هدایت کند.

خیلی از مردم بصورت آنلاین وی را تحسین می کنند، اما برخی از آنها مشکوکند و از روی میل جنسی که به کودکان دارند برای وی کامنت می گذارند. هرچند مارگارت اصرار دارد تا کنون در مسدود کردن بازدید کنندگان ناخواسته موفق بوده است.

وی می گوید: ” اولین بار که ونوس تصمیم گرفت کانال یوتیوب خود را راه اندازی کند، من موافقت نکردم؛ چراکه نگران آدم هایی بودم که ممکن بود جذب دخترم شوند.”

من تا چند ماه اجازه این کار را به ونوس ندادم و با این شرط راضی شدم که در عین آزادی هنری که به وی دادم، باید تمام کلیپ ها و عکس هایش را قبل پست چک کنم و بر تمام کامنت ها و نظراتی که مردم برایش می فرستند، نظارت کنم.

یک سری مردهای مسن، پیام های بدی برای ونوس می فرستادند و سعی می کردند با دخترم قرار بگذارند، اما من بلافاصله آنها را مسدود کردم و کاملا متوقف شدند. من حواسم کاملا جمع است.

اما زمانی که مارگارت و دخترش از خانه شان در لندن بیرون می آیند، چاره ای جز تحمل نگاه های شهوت انگیز مردان مسن ندارند.

وی گفت: “با این حال، ونوس تاکید می کند واکنش مردم نسبت به وی تقریبا همیشه مطلوب است. تا بحال هیچ کس وی را اذیت نکرده است. به ویژه خانم های مسن آن را دوست دارند، و به نظرشان ونوس دختر خیلی شیرینی است.”

نوجوانان هم با وی خوب هستند. اما برخی از نظرات آنلاین آنها وحشتناک است و در زندگی واقعی هم با ونوس خیلی تعارف دارند و از او می پرسند لباس هایش را از کجا تهیه می کند.

صادقانه بگویم، برخی از مردم فکر کنند آن عجیب و غریب است، اما اصلا برای من مهم نیست. به نظر من آن اصلا غیرعادی است، بلکه زیبا و جذاب است. آن یک دختر شاد و شیرین است.

جالب است بدانید ونوس در خانه درس می خواند. البته تصور اینکه ونوس در یک محیط عادی پشت میز تحریر نشسته یک کم عجیبه.

مارگارت ادعا می کند بعد از مخالفت مقامات محلی با حضور ونوس در مدرسه، این وضعیت به آنها تحمیل شد.

در حال حاضر توفیق اجباری نصیب ونوس و مادرش شده، تا زمانی که مارگارت سر کار نیست، در درس خواندن به دخترش کمک کند.

مارگارت این شرایط را پذیرفته و می گوید شاید اینطوری برایشان بهتر باشد؛ چراکه احتمالا برای ونوس مشکل است که به یک مدرسه معمولی برود.

عکس شماره ۵: ونوس به کمک مادرش، مارگارت (سمت راست)، هرماه یک شیشه اکسیدان مصرف می کند تا موهایش را که بطور طبیعی تیره رنگ است، بیرنگ کند.

انصافا ونوس گذشته از خصوصیات بارزی که دارد: به ۵ زبان زنده دنیا از جمله اسپانیولی و ژاپنی صحبت می کند و پشت آن نگاه خیره کودکانه و صدای جیغ جیغوش، آدم متفکر و با ملاحظه ای است و فن بیان خوبی هم دارد. اما به نظر منزوی است. جدای از “انجمن آنلاین”، وی در تعامل با برخی شخصیت های کارتونی ژاپنی است، و دوست واقعی ندارد.

مارگارت قبول دارد که خوب است دخترش با هم سن و سال های خودش هم ملاقات کند. البته این امر معمولا در مدرسه حادث می شود، اما ما دنبال این هستیم که وی عضو برخی انجمن ها یا کلاس های رقص شود تا بتواند در جامعه باشد و با مردم معاشرت کند.

مسلما، تصورش برای شما سخت است که بدانید ونوس در یک باشگاه محلی جوانان، به تمرین تیراندازی مشغول است.

البته بزودی ممکن است وی دیگر وقتی برای انجام این کارها نداشته باشد. بطوری که در هفته های اخیر، علاقه روزافزون وی به داشتن ظاهر غیر معمولش، سبب شده تا وی تعدادی پیشنهاد تجاری بالقوه سودآور از سوی شرکت های تبلیغاتی داشته باشد؛ از جمله بعنوان چهره مدل خط تولید محصولات مراقبت از پوست در ژاپن.

حتی فکر کردن به آن هم برای وی خیلی جذاب است. وی می گوید: “خیلی خوشحال می شوم اگر بتوانم این کار را بعنوان یک حرفه انجام دهم. من از این کار خیلی لذت می برم و چی بهتر از این که در زندگی کاری را انجام بدهی که دوستش داری؟”

عاملی که بهر حال ونوس از آن ناگزیر بوده و با آن روبروست، زمان است. با اینکه در حال حاضر خیلی جوانتر از سنش به نظر می رسد، تنها کاری که می شود انجام داد تا شکل این عروسک زنده همین طور حفظ شود، کشتن آن است.

با این حال، ونوس تاکید می کند که بیشتر از این رشد نخواهد کرد؛ هرچند ایده، تفکر و دیدگاهی نیز که نسبت به زندگی دارد با وی بزرگ می شود. وی اصرار دارد حتما راهی وجود دارد که با گذشت عمرم، روحیه، تفکر، ایده و اندیشه ام نیز رشد کند، اما سن و سالم همین قدر که هستم باقی بماند.

من فکر نمی کنم مجبور باشم وقتی ۱۸ سالم شد موهای صورتم را بردارم.

بعضی از مردم ممکن است فکر کنند ۱۵ سالگی سن مناسبی برای این کار است؛ اما در مورد ونوس اصلا این طور نیست.

من کنار ونوس می نشینم و آن پشت کامپیوترش در حال پاسخگویی به سوالاتی است که طرفداران آنلاینش از وی می پرسند. و کلمه ای که ذهن اکثر مردم را درباره ونوس به چالش می کشاند، “عجیب و غریب” است.

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1391ساعت 18:15 توسط پوریا|




مطالب پيشين
»
»
» مدیر وبلاگ
»
»
»
»
»
»
»
Design By : ParsSkin.Com